تبلیغات
وبلاگ روستای اسبمرد - حیدر نوبری
 
وبلاگ روستای اسبمرد
به وبلاگ روستای اسبمرد (اصل مرد) خوش آمدید ، امیدوارم لحظات خوبی داشته باشید.
درباره وبلاگ


این وبلاگ را می نویسیم تا روستای اجدادیمان را که خیلی دوست داریم به شما معرفی کنیم.
در هر موردی که پیشنهادی داشته باشید ما استقبال می‌کنیم.
از همه دوستان درخواست می کنیم با نظرات خود در بقای این وبلاگ به ما کمک کنند.

مدیر وبلاگ : فرزاد رحیمی
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما وبلاگ چطوره ؟






یکشنبه 21 خرداد 1391

می خواهم از حیدر بگویم ...

- 1346/2/2 مصادف با یازدهم محرم بود ، اتفاقی عجیب و باورنکردنی !  روستای اسبمرد را در بغضی تلخ و همگانی فرو برد ...
جوانی بود 22 ساله ، چهارشانه و نیرومند ، اهل مکتب و کتابت ، خوش برخورد ، خوش سیما ، خوش صدا ، عاشق پاکباز ...
همه ی کسانی که او را دیده اند می دانند که دو کیسه برنج 70 - 80 کیلویی را زیر بغل می زد و از نردبان بالا می برد ، در حالی که من الان یکی از آن کیسه ها را هم نمی توانم از زمین جدا کنم!
صدای نوحه ی او در دهم محرم سال 1346 هنوز در مسجد روستا می پیچد ...
هنوز در روستا عشقش زبانزد خاص و عام است ...
هنوز چشمهایش یک دنیا حرف دارد ...
هنوز دستم از نوشتن اسمش می لرزد ...
فرزند بزرگ خانواده بود ، در کاروانسرایی در رشت مباشر بود و ورود و خروج کالاها را کنترل می کرد. در همان سن کم بروبیایی داشت. به روستا رفته بود تا سری به والدین بزند و روز عاشورا در روستا باشد سپس به سر کار خود بازگردد.
اما افسوس ...
نمی دانم آخرش را چگونه تمام کنم ...
نمی دانم اصلا آخرش شده یا نه ...
چقدر زود آخرش شد ...
حیدر جان چقدر زود رفتی ...


          فلک صد حیف مردم در جوانی

                              پدر غمگین و مادر بی گمانی


      شاخه گلی بر مزار تو می گذارم ... 

روحت شاد و یادت گرامی


با تشکر از دوست عزیزم مجتبی حسنجانی




نوع مطلب : شخصیت های روستا، 
برچسب ها : حیدر نوبری،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 بهمن 1391 04:10 ب.ظ
با سلام خدایش بیامرزد.مردانگی و خصلت های نیکوی مرحوم حیدر نوبری زبان زد خاص و عام است.این چننین مرد بزرگی چطور میتونسته خود کشی کنه.(پهلوانان نمی میرند)
فرزاد رحیمی

به نظر منم حیدر نمیتونه خودکشی کرده باشه...!!! ، و همچنین کسی توانایی کشتن حیدر به اون صورت را نداشته...!!!
---
من با نظریه ی مرحوم الیاس فروتن موافقم.
دوشنبه 20 آذر 1391 05:19 ب.ظ
سلام وخسته نباشید به مدیر وبلاگ اسبمرد،اگه باز شما روی قبر آن مرحوم برید میبینید که اسم فامیلش نوری است ولی در کل روحش شاد ویادش گرامی
فرزاد رحیمی

سلام ، ممنون
من همین الان از آقا مجتبی که خواهر زاده ی ایشان هست سوال کردم و ایشان به من گفتن "نوبری" نوشته شده...!!!
---
حدس میزنم شما (مرحوم حیدر نوبری فرزند مرحوم اوستا علی اکبر) را با (مرحوم حیدر نوری پدر بزرگ مادری من) اشتباه گرفته باشید...!!!
---
روحشان شاد
سه شنبه 2 آبان 1391 05:41 ب.ظ
سلام "خواستم بشما بگم این مرحوم نام فامیلیش نوری بود نه نوبری باز ازین که بفکر ایشان بودید سپاس گذاریم
فرزاد رحیمی

سلام
بستگان ایشان نام فامیل این مرحوم را نوبری ذکر میکنند و بر روی سنگ قبر ایشان هم "نوبری " ، و منم نوبری نوشتم.
ممنون از لطفتون.
شنبه 17 تیر 1391 03:15 ب.ظ
از علت مرگش لطفا نپرسید چون كسی دقیقا از این موضوع خبر ندارد و با این كار در بین دوستان مبهم ایجاد می شود
شنبه 3 تیر 1391 09:01 ق.ظ
مشکلی نیست همیشه گزینش بوده و هست شما هم گزینشی باش حرجی نیست
فرزاد رحیمی

ممنون
جمعه 2 تیر 1391 03:10 ب.ظ
خدا همه رفتگان خاک رو بیامرزه
الخصوص دوستانی که قبل از سال 57 به رحمت خدا رفتن
با این اوصاف که از اقا حیدر شنیدیم حتما یه شهید لایق یا جانباز یا ازاده سر ازشون در میومد چون اونی که با غیرته و برای محرم نوحه می خونه حتما واسه خاکش هم خیلی ارزش قائل میشه
ولی خب در هر صورت به نظر من زیاد هم فرقی نداشت مرگ ایشون اگه هم قتل بوده بعد از سال 57 خیلی ها تو این خاک (حتما از اهالی روستای شما - اسبمرد - ) اون قدر بی صدا مردن که هیچ اسمی حتی تو خاطره مردم هم نمونده چه برسه به وبلاگ ها
حالا که می خوایید یاد رفتگان رو فراموش نکنیم گزینشی نباشه خیلی قشنگ تر میشه
فرزاد رحیمی

حیدر را بزرگترها فراموش نکرده اند.
این گزینش برای دوستان امروزیست ، چه اشکالی داره این گونه یاد آنها رو زنده نگه داریم ؟
جمعه 2 تیر 1391 02:35 ب.ظ
سلام.من با نظر یاد یاران موافقم.چرا کشتنش و بعد گفتند خود کشی کرده؟
درسته ما اون موقع نبودیم ولی بار ها از به قتل رسیدن ان مرحوم شنیدیم.
فرزاد رحیمی

دایی قلی عزیز
در نظر قبلی من خواهش کردم دنبال علت نباشید.

روحش شاد و یادش گرامی
سه شنبه 30 خرداد 1391 11:27 ق.ظ
خدا رحمتش كنه .چرا بر سنگ مزارش نوشته شده به دست سه نفر كشته شده! خونشو ناحق پایمال كردن و قتلش را خودكشی نشان دادند!!؟
چرایش را آنهایی كه خونش را پایمال كردن به خدا جواب خواهند داد.
فرزاد رحیمی

با سلام و خوش آمد گویی به شما دوست عزیز ...
---
در مرگ حیدر نقل ها متفاوت است ، و اینکه دقیقا چه اتفاقی افتاده منم نمیدونم...
این قضیه بر میگرده به 45 سال پیش ، بنده خواهشی که از شما دارم اینه که دنبال علت نباشید.
قرار گرفتن شخصیت ها بخاطر اینه که یادی از درگذشتگان شود و کاربران عزیز با خواندن فاتحه روح آن عزیزان را شاد کنید.
با تشکر
پنجشنبه 25 خرداد 1391 11:41 ق.ظ
از همه دوستانی که نظر گذاشتند و از تو فرزاد عزیز تشکر میکنم.رفتن حیدر غم بزرگی بود
هنوز بعد از40،50 سال داغش قلبمونو میسوزونه.خدا رحمتش کنه
چهارشنبه 24 خرداد 1391 12:46 ب.ظ
روحش شاد
چهارشنبه 24 خرداد 1391 11:25 ق.ظ
من در مورد مرحوم حیدر و سرنوشتش حرفهاى زیادى شنیده ام و باعث تأسف كه حال پیش ما نیست.
خدا رحمتش كنه
سه شنبه 23 خرداد 1391 04:26 ب.ظ
سلام آقا فرزاد خدا رحمتش کنه شما قلم بسیار خوبی دارین ولی این متنتون پر از علامت سوال هست. چرا ؟
فرزاد رحیمی

سلام ، ممنون
---
مرگ حیدر پر از علامت سوال های مختلف هست ...
سه شنبه 23 خرداد 1391 12:45 ق.ظ
زندگى نامه ایشون خیلى ناراحت كننده است.و پایان تلخى داره
خدا رحمتش كنه
دوشنبه 22 خرداد 1391 10:20 ب.ظ
روحش شادویادش گرامی باد
دوشنبه 22 خرداد 1391 05:55 ب.ظ
کاش از اخرش مینوشتی.......
از اخر زندگی که واسه خیلی ها سواله

روح بزرگش شاد
فرزاد رحیمی

کاش می شد...!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
بالای صفحه